تبليغاتX
ترنم باران

چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست.
چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط باران

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

 

بر درش برگ گلی می کوبم

 

روی آن با قلم سبز بهار می نویسم

 

خانه دوستی ما اینجاست

 

تا که دیگرنپرسد سهراب

 

خانه دوست کجاست؟

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 توسط باران

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم مرداد 1387 توسط باران
درباره وبلاگ
اهل دانشگاهم

قبله ام اموزش

جانمازم جزوه

مشق از پنجره ها می گیرم

من درس وقتی می خوانم

که خروس میکشد خمیازه


آرشيو مطالب


Blog Skin