تبليغاتX
ترنم باران

                                                        isn’t                       


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط باران

غرور خود را نگه دار ،امـا با ان زیست نکن

مهم نیست اگر زمین خوردید مهم دوباره برخاستن است

امروز نخستین روز آینده توست

 فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن. خداوند خورشيد را در جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند  

  هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران....

غم ها را رها کن سعی کن تا بار دیگر لبخند بزنی بگذار تا بار دیگر در بهار گل ها شکوفه دهند آهنگ جدیدی بخوان و موسیقی تازه ای بنواز این یک فصل جدید است و امروز روز دیگریست یک بار دیگر نگاه کن همه ی غم هایت را رها کن شا دی های جدیدی را در زندگیت جستجو کن افسانه ای دیگر بخوان نا کا می هایت را فرا موش کن خوشی دیگری را تجربه کن حرکت کن، بگذار شن های ساحل بر روی پا هایت حر کت کنندطمع دوباره بر خاستن را تجربه کن وبه اوج آسمان ها برس

  همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن  پس هرگز به خاطر غمهايت ،گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشد افسوس ...آن زمانکه بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمانکه دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط باران
گوهری شد از درون کعبه بیرون از صدف

                                کرد بیت الله را با ان شرف بیت الشرف

سینه سینامگر از هیبتش شدچاک  چاک                              

                                یا شنید از رافتش موسی ندای لا تخف


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط باران
 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط باران
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 توسط باران

نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط باران

جملاتی زیبا از مشاهیر جهان :

قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود. (فرانسيس كافكا)

 

در شگفتم که سلام اغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است شاید این بدین معنا باشد که پایان نماز اغاز دیدار است(دکتر شریعتی)

خیر و شری نیست جز اینکه ساخته ذهن انسان باشد(شکسپیر)

 

 

 

اگر آيينه نبود من هميشه خود را جوان مي‌دانستم .( پيكاسو)

 

 

براي زندگي فكر كنيد  ولي غصه نخوريد( ديل كارنگي(

 

 

 

راز خود را پنهان‌دار رنج بسيار را در طلب آن چه سود بخشد ، اندك

 

شمار  ( لقمان حكيم)

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط باران

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو
دوستش داری!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط باران


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط باران

زندگی مثل دیکتس .... هی می نویسیم ... هی غلط می نویسیم
هی پاک می کنیم ... هی دوباره می نویسیم ...هی دوباره ....
غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه برگه ها بالا...

 

براي هزارمين بار پرسيد:تاحالا شده من دلت را بشكنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم نه هيچ وقت!!! تا مبادا دلش بشكنه

 

 

اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

 

هيچ وقت نذار هررهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته

 

مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند...........

 

يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط باران

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط باران

خدای من روح پاکی که تو با همه مهربانیت به من بخشیدی انگاه که غرق در نیستی بودم از دنیا رنگ گرفته است ،خسته و خاک الود شده است ،سخت بر قلبم سنگینی میکند.

غم بار امانتی بر دوشم نهادی اما من امانتدار خوبی برایت نبودم اکنون شرمسار و سر افکنده به تو باز می گردانم این اینه غبار گرفته را یاریم کن تا از غبار گناه بتکانمش .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 توسط باران
 www.bestphoto.blogfa.com

درنیست

راه نیست
شب نیست
 
ماه نیست
نه روز و
,نه آفتاب
ما
بیرون زمان
ایستاده‌ایم
با دشنه‌ی تلخی
.در گرده‌های‌مان
هیچ کس
با هیچ کس
سخن نمی‌گوید
که خاموشی
به هزار زبان
.در سخن است
در مردگان خویش
نظر می‌بندیم
با طرح خنده‌ای
و نوبت خود را انتظار می‌کشیم
بی‌هیچ
!خنده‌ای


نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم تیر 1387 توسط باران
درباره وبلاگ
اهل دانشگاهم

قبله ام اموزش

جانمازم جزوه

مشق از پنجره ها می گیرم

من درس وقتی می خوانم

که خروس میکشد خمیازه


آرشيو مطالب


Blog Skin